تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - باب آنچه كه بر هر عضوى از اعضاى آدمى واجب گشته و وجوب قیام نمودن در اداى آن واجبات
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

باب آنچه كه بر هر عضوى از اعضاى آدمى واجب گشته و وجوب قیام نمودن در اداى آن واجبات

از امام صادق علیه السلام در حدیثى طولانى روایت است كه فرمود: خداوند ایمان را بر تمامى اعضاى فرزند آدم واجب ساخت و آن را بر اعضاى او تقسیم و در تمامى آنها پخش نمود. پس هیچ عضوى از اعضاى وى نیست جز اینكه ایمانى بر عهده او نهاده شده كه آن ایمان غیر از ایمانى است كه بر عهده عضو دیگر قرار داده شده است . - سخن امام علیه السلام ادامه دارد تا آنجا كه مى فرماید:- اما آن ایمانى كه بر قلب واجب گشته ، اقرار نمودن و معرفت یافتن و پیمان بستن و خوشنودى و تسلیم در برابر اینكه هیچ معبودى جز الله نیست او یگانه است و شریكى ندارد معبودى یكتا كه مصاحب و فرزندى ندارد و اینكه محمد صلى الله علیه و آله بنده و فرستاده اوست ، و اقرار نمودن به هر پیامبر با كتابى كه از جانب خداوند آمده است و این همان اقرار و معرفتى است كه خداوند بر قلب واجب ساخته است و عمل قلب همین است و گفتار خداوند عزوجل كه كافران را كاذب مى شمرد ((مگر كسى كه به زور و اجبار اظهار كفر نموده در حالى كه دلش به ایمان آرمیده است ))(1) ناظر به همین معنا است .

و فرمود: ((هان آگاه باشید كه دلها با یاد خدا آرام مى گیرد))(2) و فرمود:(( اى پیامبر! اندوهناك مباش از آنانى كه دهانهاشان اظهار ایمان مى كند ولى دلهاشان ایمان نیاورده است ))(3) و فرمود: ((اگر آنچه را كه در درونتان است آشكار یا پنهان كنید خداوند به سبب آن شما را به پاى حساب مى كشد. پس هر كه را بخواهد مى بخشاید و هر كه را بخواهد عذاب مى كند))(4) پس این همان اعتراف و معرفتى است كه خداوند بر قلب واجب ساخته و

 

 كار قلب همین است و این اقرار و معرفت ، به منزله سر ایمان است . و خداوند بر زبان ، گفتن و اقرار نمودن به ایمانى را كه قلب را بر آن پیمان بسته است را واجب نمود، خداوند تبارك و تعالى گوید: ((و به مردمان نیكى را بگویید))(5) و فرمود: ((بگویید ایمان آوردیم به آنكه بر ما و شما فرستاده شد و معبود ما و شما یكى است و ما مطیع فرمانبر او هستیم)) (6) پس این گفتن و اقرار نمودن همان چیزى است كه خداوند بر زبان واجب ساخته است و عمل زبان همین است . و خداوند بر گوش ‍ واجب ساخت كه از گوش فرا دادن به چیزى كه خداوند آن را حرام نموده است دورى كند و از شنیدن آنچه كه شنیدنش بر او حلال نیست و مورد نهى خداوند عزوجل است خوددارى نماید و به آنچه كه شنیدنش خداى را خشمگین مى كند گوش مسپارد خداى عزوجل در این باره فرموده است :(( و به تحقیق در كتاب بر شما چنین فرستاد كه هر گاه شنیدید كه به آیات خدا كفر ورزیده مى شود و آیات الهى به استهزا گرفته مى شود پس با آن كافران منشینید تا اینكه به سخن دیگرى بپردازند.))(7) سپس موردى را كه مؤ من از روى فراموشى در چنین مجلسى نشسته است را استثنا نموده و فرموده : ((و اگر شیطان فراموشت ساخت ، پس از یاد آمدنت با چنین گروه ستمكارى منشین)) (8 ) و فرمود: ((پس بشارت ده بندگان مرا آنانى كه به سخن گوش فرا مى دهند و از سخن نیكوتر پیروى مى كنند، اینان كسانى هستند كه خداوند آنان را هدایت فرموده و اینان همان خردمندانند))(9) و فرمود: ((به حقیقت كه مؤ منان رستگارند همانها كه در نمازشان فروتن و همواره از گفتار و كردار بیهوده گریزانند و زكات مال خویش را مى پردازند))(10) و فرمود: ((آنان هر گاه بیهوده اى را بشنوند از آن دورى مى گزینند))(11) و فرمود: ((و هر گاه بر بیهوده اى گذر كنند از كنار آن كریمانه مى گذرند))(12) پس این همان ایمانى است كه خداوند بر گوش واجب ساخته است كه به آنچه كه بر او حلال نیست گوش ندهد و عمل گوش ‍ همین است و این از ایمان است . و بر چشم واجب ساخت كه به آنچه كه خداوند بر او حرام نموده نظر نكند و از دیدن آنچه كه دیدنش مورد نهى الهى است خوددارى كند و عمل چشم این است و این از ایمان است .

خداوند تبارك و تعالى فرمود: ((اى پیامبر! به مؤ منین بگو كه دیدگانشان را از دیدن حرام فرو بندند و عورتهایشان را حفظ كنند))(13) یعنى دیدگان خود را از دیدن عورتهاى دیگران حفظ كند و به عورت برادر خود نظر نكند و عورت خود را نیز از دید دیگران محفوظ دارد. و فرمود: ((به زنان مؤ من بگو دیدگان خود را از دیدن حرام بربندند و عورتهایشان را حفظ كنند))(14) یعنى دیدگان خود را نگه دارند از اینكه یكى به عورت دیگرى نظر كند و عورت خود را از تیررس دید دیگران دور نگه دارد.

راوى گوید: حضرت فرمود: هر جایى كه در قرآن كریم سخن از حفظ نمودن عورت آمده است مراد حفظ نمودن عورت از زنا است مگر این آیه كه مراد، حفظ نمودن از نظر است ، سپس آنچه را كه خداوند بر قلب و دیده و زبان واجب نموده در آیه دیگرى به رشته كشیده است و فرموده : ((نمى توانید نهان دارید شهادتى را كه گوشهایتان و دیدگانتان و پوستهایتان بر علیه شما مى دهند))(15) مراد از جلود (پوستها) در این آیه ، عورتها و رانها است . و فرمود: ((از آنچه كه به آن علم و آگاهى ندارى پیروى مكن زیرا از هر یك از گوش و دیده و دل پرسیده مى شود))(16) این آن چیزى است كه خداوند بر چشمان واجب ساخته كه این فرو بستن چشم از حرام ، عمل چشم است و این از ایمان است . و خداوند بر دو دست واجب ساخت كه آدمى با دو دست خود به سوى حرام روى نیاورد و به وسیله آن دو در به جاى آوردن دستور الهى بكوشد كه خداوند بر آن دو امورى را واجب ساخته است از قبیل پرداخت صدقه و ارتباط با خویشاوندان و جهاد در راه خدا و تهیه و استعمال طهور براى نمازها، پس فرمود: ((اى ایمان آورندگان هر گاه براى نماز بپا خاستید رویها و دستهایتان را تا مرفقها بشویید و مسح بر سر بكشید و پایهایتان را تا برآمدگى روى پا مسح كنید))(17) و فرمود: ((پس هر گاه در میدان كارزار با كافران روبرو شدید گردنهایشان را بزنید تا آنگاه كه زمین گیرشان سازید آنگاه بندهاى اسیرانشان را محكم ببندید پس در برابر آزادى آنان یا منتى بر آنان مى نهید و یا فدیه از ایشان مى ستانید تا زمانى كه جنگ بارهاى خود را بر زمین نهد))(18) این آن چیزى است كه خداوند بر دو دست واجب نموده زیرا زدن كار دستهاست . و خداوند بر دو پا واجب ساخت كه به وسیله آن دو به سوى هیچ یك از معاصى نشتابى و واجب كرد كه به سوى آنچه كه مورد رضایت الهى است گام بردارى پس فرمود:(( بر روى زمین خرامان و با تكبر گام برندار زیرا تو هرگز نمى توانى زمین را بشكافى و در بلندى به كوهها نخواهى رسید))(19) و فرمود: ((و در راه رفتنت میانه رو باش و آوازت را فرو كش كه ناخوش ترین آوازها آواز خران است ))(20) و درباره شهادت دادن دستها و پاها بر علیه خود و صاحب خود كه چگونه دستور الهى و واجبات او را ضایع كرده اند فرمود: ((امروز بر دهانهاشان مهر مى نهیم و دستان آنها با ما سخن گویند و پایهاشان به آنچه كه كسب كرده اند گواهى دهند))(21) پس آنچه كه گفته شد چیزهایى است كه خداوند بر دستها و پاها واجب ساخته و عمل دست و پا همین است و آن از ایمان است . و خداوند بر چهره واجب ساخت كه در شب و روز در هنگامه نماز براى او به خاك افتد پس فرمود: ((اى ایمان آورندگان ركوع كنید و سجده كنید و پروردگارتان را عبادت كنید و كار خیر انجام دهید باشد كه به رستگارى برسید)).(22)

اینها كه گفته شد واجبات چهره و دستان و پاهاست و خداوند در جاى دیگرى فرموده است كه : ((سجده گاهها از آن خداست پس با او كس دیگرى را نخوانید))(23) راوى مى گوید: حضرت در ادامه فرمود: پس كسى كه خداوند را در حالتى ملاقات كند كه اعضاى خود را حفظ نموده و به واجبات الهى در مورد هر عضوى از اعضایش وفا كرده خداوند عزوجل را با ایمان كامل ملاقات كرده است و او اهل بهشت است اما كسى كه در مورد واجبى از واجبات خیانت كرده یا از دستور الهى سر باز زده خداوند را با ایمان ناقص دیدار خواهد كرد. و بدانید كه مؤ منان ، با ایمان كامل به بهشت داخل مى شوند و كسانى كه در انجام واجبات كوتاهى نموده اند با ایمان ناقص به دوزخ وارد مى گردند.

1- سوره نحل / 106.
2-
رعد / 28.
3-
مائده / 41.
4-
بقره / 284.
5-
بقره / 83.
6-
عنكبوت / 46.
7-
نساء / 140.
8-
انعام / 68.
9-
زمر / 17 و 18.
10-
مؤ منون / 1 تا 4.
11-
قصص / 55.
12-
فرقان / 72.
13-
نور / 30.
14-
نور / 31.
15-
فصلت / 22.
16-
اسراء / 36.
17-
مائده / 6.
18-
محمد / 4.
19-
اسراء / 37.
20-
لقمان / 19.

21- یس / 65.
22-
حج / 77.

23- جن / 18.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان