تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - علل و عوامل نگرانی از مرگ
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

علل و عوامل نگرانی از مرگ

1. علاقه و دلبستگی شدید به دنیا

 

جهان هستی، ظاهری دارد و باطنی. طبق بیان قرآن کریم، دنیا و عالمِ طبیعت، ظاهر، و عالم آخرت، باطن جهان هستی است، چنان که فرمود: «یعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیاةِ الدُّنْیا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ؛ (1) اکثر مردم به امور ظاهر از زندگی دنیا آگاهند ولی از عالم آخرت (که باطن آن است) به کلّی بی خبرند».

به تعبیر دیگر: ظاهر عالم، طراوت و زیبایی، بوالهوسی، شهوات و غرق در لذایذ آن شدن و از هر قید و بندی آزاد بودن است؛ اما باطن آن، اخلاق، وجدان، نیت پاک، چشم پاک، گفتار پاک، خدمت، ایثار، عبودیت خدا، علم، تقوا و معرفت اسرار است.

 

 

2. مرگ را به معنای فنا و نابودی دانستن

 

حب بقا و میل به زندگی جاوید، از مسایل فطری انسان است. هر کس به خود مراجعه کند، به خوبی می یابد که هیچ گاه میل به نابودی ندارد، لذا با همه عواملی که آنها را موءثر در نابودی خود می پندارد، مبارزه می کند و اگر توان مبارزه با آن را ندارد، حداقل از آن می گریزد. لذا با امراض، میکروب ها، حیوانات درنده و دشمن و امثال اینها، در ستیز است، و همه اینها را باعث نیست و نابود شدن خویش می داند.

3.جهل و ناآگاهی نسبت به حقیقت مرگ

 

جهل و ناآگاهی، همیشه منشأ ترس است. بشر از شب تار، خوف دارد؛ چون تاریکی، باعث جهل است. جایی را نمی بیند، راه را از چاه تشخیص نمی دهد، مسیر را از پرتگاه تمییز نمی دهد. از این رو، هر لحظه خویش را در معرض آسیب گزنده یا درنده یا دیگر بدآمدهای ناشناخته، احساس می کند.

انسان از راهی که تاکنون نرفته و با آن آشنا نیست، برای اولین بار که خواست از آن جاده عبور کند، می ترسد و این ترس، ناشی از جهل و ناآگاهی او به جاده است.

کسی که از برق بی اطلاع است، کلید و پریز برق را باز نمی کند و سیم برق را دست کاری نمی نماید؛ زیرا می ترسد که برق او را بگیرد و به حیاتش خاتمه دهد.

به هر حال، ناآگاهی و جهل در شئوءن مختلف زندگی مردم، منشأ ترس است و همین معیار، عیناً در زمینه مرگ هم وجود دارد. این که همه از مرگ می ترسند، برای این است که نمی دانند مرگ چیست؟ مرگ چگونه بر آنان مستولی می شود و نمی دانند در حین مرگ، با چه عوارض و حوادثی مواجه می شوند.

 

امام عسگری علیه السلام فرمودند: «پدرم امام هادی علیه السلام بر یکی از اصحاب خود که در معرض موت بود وارد شد. او می گریست و از این که در معرض مرگ قرار گرفته بود بی تابی می کرد». حضرت به وی فرمودند:

«یا عَبَدَ اللهِ تَخافُ مِنَ المَوتِ لاِنَّک لا تَعْرِفْهُ...؛ ای بنده خدا! اینکه از مرگ ترسانی برای این است که نمی دانی مرگ چیست؟ و نسبت به آن معرفت و آگاهی نداری و سپس پیرامون مرگ، مطالبی به او فرمود که موجب آرامش و تسکین خاطرش گردید». (2)

«بوعلی سینا» در کتاب «شفا» علّت اصلی ترس مردم از مرگ را جهل و ناآگاهی آنان نسبت به مرگ و عواقب بعد از مرگ می داند. عین عبارت بوعلی در گرداگرد قبر او نوشته شده است.

 

 

4. تعمیر دنیا و تخریب عالم آخرت

 

عده ای دیگر هستند که از مردن وحشت دارند، اما نه به خاطر این که مرگ را به معنای فنا و نیستی بدانند و یا به عواقب خود در عالم پس از مرگ آگاه، نباشند؛ بلکه به خاطر این که پرونده اعمال خود را سیاه و تاریک می بینند. شکنجه های طاقت فرسا و مجازات دردناک بعد از مرگ را گویا با چشم مشاهده می کنند و یا لااقل چنین احتمالی را می دهند.

این گروه نیز، حق دارند از مرگ بترسند؛ زیرا به مجرمی می مانند که از پشت میله های زندان، آزاد شده، و به سوی چوبه دار می رود. البته آزادی خوب است، اما نه آزادی از زندان به سوی چوبه دار! آزادی این دسته از انسان ها از زندانِ بدن، یا زندانِ دنیا نیز، توأم با رفتن به سوی چوبه دار است، آن هم نه «دار» به معنای اعدام، و درد و رنج موقت و زودگذر، بلکه به معنای شکنجه های دایم و بدتر از اعدام.

شخصی از امام مجتبی علیه السلام سوءال کرد که چرا از مرگ می ترسیم و آن را دوست نداریم؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: شما تمام کوششتان را صرف آبادی دنیا کرده اید و برای آخرت کار نیکی نکرده و آن جا را خراب کرده اید. به همین جهت از مرگ می ترسید و کراهت دارید که از جای آباد به جای خراب منتقل شوید:

«إنَّکمْ أخْرَبْتُمْ آخَرَتََکم وعَمَّرتُمْ دُنیاکم فَأنْتُم تَکرَهُونَ النَّقْلَةَ مِنَ الْعُمرانِ إلَی الْخَراب». (3)

در روایات، دنیا برای موءمنین «زندان» ولی برای کفار «بهشت» دانسته شده، قهراً مرگ برای کفار، خروج از بهشت و دخول در جهنم است. پس حق دارند که از مرگ بترسند و مرگ برای آنان وحشتناک ترین چیزها باشد؛ چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«الدُنیا سِجنُ المُوءمِن وجَنَّةُ الکافِر وَالمَوْتُ جِسْرُ هوءلاءِ إلی جَنّاتِهِم وجِسْرُ هَوءلاء إلی جَحیمِهِمْ؛ (4) دنیا، زندان موءمن و بهشت کافر است و مرگ پلی است که آنان را به بهشت و اینان را به دوزخ می رساند».

در قرآن کریم آمده است: آنان که مرگ و عالم پس از مرگ را نمی خواهند و به حیات دنیا راضی شده و از آخرت غافلند، پس از مرگ، جایگاه شان آتش و جهنم است. در این صورت، حق دارند از مرگ بترسند: «إِنَّ الَّذِینَ لا یرْجُونَ لِقاءَنا وَرَضُوا بِالحَیاةِ الدُّنْیا وَاطْمَأَنُّوا بِها وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا غافِلُونَ أُولئِک مَأْواهُمُ النّارُ بِما کانُوا یکسِبُونَ». (5)

 

حاصل آن که: تخریب عالم آخرت، با عقاید فاسد و اَعمال ناشایست، باعث ترس از مرگ است.

 

منابع

(1) - روم،7.

 (2) - صدوق، معانی الاخبار، ص 290؛ و بحار، ج 6، ص 156، ح 13.

(3) - معانی الاخبار، ص 289.

(4) - همان.

(5) - یونس، 7 8.

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان