تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - واژه های آرام بخش در قرآن
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

واژه های آرام بخش در قرآن

دین و آرامش روان

واژه های آرام بخش در قرآن و حدیث

در قرآن کریم و روایات اهل بیت علیه السلام و در دعاهای وارده از ناحیه آنان واژه ها و تعبیراتی به کار رفته که همگی مبین این جهت است که دین و عمل به فرامین آن، باعث آرامش روان آدمی است. بررسی حال موءمنان و افراد بی ایمان روشن گر این حقیقت است که گروه دوم دایم در اضطراب و نگرانی به سر می برند، در حالی که گروه اول از اطمینانِ خاطرِ بی نظیر بهره مندند. واژه هایی از قبیل: کادح (مسافر)، امن، سکینه، ملاقات، قرب الی الله، وصول، فنا، انقطاع، اطمینان و نظر به وجه الله، روءیت با چشم دل، تعلق روح، تجلی و امثال این ها، همگی بشارت دهنده آرامش کامل برای انسانند؛ زیرا انسانِ مسافر عاشق، با همه درد و رنجی که در این سفر متحمل می شود وقتی به هدف برسد و به مقام وصل راه یابد و قدم در حریم کبریایی بگذارد و در جایگاه امن الهی بخرامد و از همه چیز بریده و تنها به او بسنده کند، قهراً از سکینه و آرامش و امنیت کامل برخوردار خواهد شد.

1. قرب الی الله

در قرآن کریم انسان ها سه دسته اند؛ اصحاب یمین، اصحاب شمال و اصحاب مقرب. اصحاب مقرب برترین و بالاترین انسان ها از لحاظ معرفت و کمال انسانی هستند. آنها همان هایی هستند. که بر دیگران از جهت ایمان و عمل سبقت دارند:

«وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئِک الْمُقَرَّبُونَ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ. (1)

2. لقاء الله

«یا أَیهَا الْإِنسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحاً فَمُلَاقِیهِ؛ (2) ای انسان تو با تلاش و رنج و زحمت به سوی پروردگارت پیش می روی و سر انجام او را ملاقات خواهی کرد».

در این آیه شریفه به دو واژه از آن واژه ها اشاره شده است «کادح و ملاقات». کدح (بر وزن مُدح) به معنای تلاش وکوششی است که با رنج وتعب همراه باشد و در جسم و جان اثر بگذارد. و چون این رنج وتعب انسان تا هنگام لقاءالله ادامه دارد و انسان به سوی آن مقصد اعلی در حرکت است، سپس مسافری است که در سیر آن سفر متحمل سختی های فراوان و پذیرای رنج های بسیار است، ولی به هر حال به مقصد می رسد. وقتی مسافر به مقصد برسد آرام می گیرد.


 

3. امن

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِک لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ؛ (3) (آری) آنها که ایمان آورده اند وایمان خود را با شرک وستم نیالودند، ایمنی تنها ازآنِ، آنهاست وآنها هدایت یافته گانند».

تأثیر ایمان در آرامش و امنیت روان برای هیچ کس جای تردید ندارد. همان طور که ناراحتی وجدان و سلب آرامشِ روحی به خاطر ارتکاب ظلم، برکسی پوشیده نیست. در حقیقت آنچه که مفاد اصلی این آیه است این است که امنیت وآرامش روحی تنها موقعی به دست می آید که در جوامع انسانی دو اصل حاکم باشد: ایمان وعدالت اجتماعی، اگر پایه های ایمان به خدا متزلزل گردد واحساس مسوءولیت در برابر پروردگار از میان برود وعدالت اجتماعی جای خود را به ظلم و ستم بدهد، امنیت از آن جامعه رخت برمی بندد،

4. سکینه

«هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُوءْمِنِینَ لِیزْدَادُوا إِیمَاناً مَّعَ إِیمَانِهِمْ...؛ (4) او (خدا) کسی است که سکینه و آرامش را در دل های موءمنان نازل کرد تا ایمانی برایمان شان افزوده شود...».

«سکینه» در اصل از ماده سکون به معنای آرامش و اطمینان خاطری است که هرگونه شک، تردید و وحشت را از انسان زایل می کند و او را در طوفان حوادث ثابت قدم می دارد. این آرامش ممکن است جنبه عقیدتی داشته باشد و تزلزل اعتقاد را برطرف سازد و با جنبه عملی به گونه ای که ثبات قدم و مقاومت و شکیبایی به انسان بخشد. اگر ایمان هیچ ثمری جز همین مسأله آرامش نداشت، کافی بود که انسان با تمام وجود از آن استقبال کند، تا چه رسد به ثمرات و برکات دیگر.

در ذیل آیه چهار سوره فتح،«هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُوءْمِنِینَ لِیزْدَادُوا إِیمَاناً مَّعَ إِیمَانِهِمْ...؛  دوجمله وجود دارد که درحقیقت دو عامل اساسی برای آرامش موءمن است:

نخست جمله «وَ للهِ جُنوُد السَّموَاتِ وَاْلأرضِ؛ لشگریان آسمان ها و زمین، از آن خدا و تحت فرمان اویند.

دوم جمله «وَ کانَ اللهُ علیماً حکیماً؛ خداوند علیم و حکیم است».

جمله اول به انسان می گوید: اگر با خدا باشی تمام قوای زمین و آسمان با توست، و جمله دوم به او می گوید: خداوند، هم نیازها، مشکلات وگرفتاری های تو را می داند وهم از تلاش ها، کوشش ها، اطاعت و بندگی تو با خبر است، و کارهای خدا نیز بر اساس حکمت است نه گزاف. با ایمان به این دو اصل، چگونه ممکن است آرامش خاطر بر وجود انسان حاکم نگردد؟ مگر می شود انسانِ معتقد به خدا، دست عنایت خدا را بر سر داشته باشد و همه علل و عوامل عالم هستی که لشگریان خدا هستند، را با خود همراه ببیند و باز نگران ومضطرب و غمگین باشد؟ لذا موءمنان از نشاط خاصی برخوردارند و در مقابل، افراد بی ایمان افسردگی و نگرانی خاصی دارند.

در حدیث قدسی خداوند سبحان فرمودند:

«مَا یتقَرَّبُ اِلی عَبْدی بِشَیءٍ اَحَبُّ اِلی مِمَّا فْتَرضْتُهُ عَلَیه وَ مَازَالَ یتَقَّربُ اِلی عَبدی بِالْفَرائضِ حَتَّی إِذَا مَااُحِبُّهُ وَ إذَا اَحْبَبْتُهُ کانَ سَمْعِی الَّذِی اَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرِی الَّذی اُبْصِرُ بهِ وَ یدِی الَّذی اَبْطَشُ بِهَا...» (5)

وقتی انسان در قرب فرایض محبوب خدا شد، می شود چشم، گوش و دست خدا، که خدا به وسیله او می بیند، می شنود وکارش را انجام می دهد.

حال سوءال این است که، ا نسانی که به این مرحله از کمال برسد، آیا اضطراب، افسردگی و نگرانی دارد؟ آیا چنین کسی اقدام به خودکشی می کند؟ معلوم است این گونه افراد همه چیز را خیر و زیبا می بینند، سلامت باشد یا بیماری، غِنَی یا فقر و... «وَقِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّکمْ قَالُواْ خَیراً». (6) همه چیز در نظر آنها خیر و خوبی است. انسان از خیرات و زیبایی ها هراسی ندارد تا نگران باشد و یا افسرده گردد.

زینب کبری علیها السلام در پاسخ به سخن نابخردانه عبیدالله بن زیاد که گفت: «کیفَ رَاَیتَ صُنعَ الله بِاَخیک» فرمود: «ما رَأیتُ اِلاَّ جمیلاً» (7) با این که آن چه دیده بود قتل، غارت، اسارت و گرفتاری بود، لکن همه آنها در نظر زینب کبری علیها السلام جمیل و زیباست و شکوه ندارد، چون عالم صاحبی حکیم دارد و کارها بر وفق حکمت است.

والسلام

منابع

1- واقعه، 12-10.

2- انشقاق، 6.

3) - انعام، 82.

4- فتح، 4.

5- شرح نهج البلاغه خویی (حسن زاده آملی)، ج19، رساله لقاءالله، ص 322.

6- نحل، 30.

7- بحارالانوار، ج45، ص 115 و116، به نقل از سید بن طاووس.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان