تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - باورهای دینی و رفع نگرانی ها
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

باورهای دینی و رفع نگرانی ها

نشانه های بیماری های روانی در قرآن و حدیث

 

علایم و نشانه های بیماری های روانی در قرآن و کلمات اولیای دین، تعبیرات دیگری به کار رفته و نشانه های دیگری ذکر شده که ممکن است فردی دارای این علایم و نشانه ها باشد، ولی آثار و علایم پزشکی را نداشته باشد و یا حتی از دید یک روان پزشک، مبتلا به بیماری روانی نباشد؛ ولی قرآن او را یک بیمار روانی بشناسد که از تعادل و سلامت روان برخوردار نیست. مثلاً یک شخص کافر، منافق و ستم گر در دیدگاه قرآن به عنوان یک بیمار شناخته می شود که باید معالجه شود. علاج و درمان او نیز ایمان به خدا و دست برداشتن ار نفاق، ظلم و ستم است. در حالی که از دیدگاه پزشکی بیمار محسوب نمی شود.

 

به هر حال می توان از آیات و روایات نشانه های بیماری های روانی را فهمید و افراد مبتلا به بیماری های روانی را شناخت. به عنوان نمونه نشانه هایی را ذکر می کنیم: کفر، نفاق، ظلم، انحراف از مسیرالهی، ارتکاب گناه، زنگاری دل، حسد و کینه توزی، تکبر، عجب و خودخواهی، خود برتربینی، شک و دودلی، بدبینی نسبت به خدا، جهان و دیگران، ناامیدی، احساس بیمارگونه گناه، کفران نعمت و ناسپاسی، احساس پوچی در نظام هستی، سوءظن و بی اعتمادی، وسوسه، عقده حقارت، اشباع غرایز از طریق نامشروع، قساوت قلب، عدم درک واقعیات و امثال اینها.

 

کسانی که دارای این نوع صفات و حالات باشند از دیدگاه قرآن و حدیث بیمار محسوب می شوند و مقصود از نقش دین درسلامت روان، رفع و درمان این نوع بیماری ها وسالم سازی روان از آنهاست. مباحث این کتاب متکفل بیان راه های مقابله و درمان این بیماری هاست.

 

مراحل بیماریهای روانی در قرآن

 

چنان چه در مباحث گذشته گفته شد، قرآن کریم به جای بیماری روان، بیماری قلب تعبیر می کند. با مراجعه به آیات قرآن کریم، معلوم می شود برای بیماری روان همانند بیماری جسم، مراتب و مراحلی است که بعضی از آن مراتب قابل علاج و بعضی دیگر کشنده و غیر قابل علاج اند. به هرحال قرآن از بیماری روان تعبیرات مختلف دارد که مبین شدت و ضعف بیماری است و هر نامی مبین یک مرحله و مرتبه از بیماری روانی است.

 1. زیغ: «... فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ اْبتِغَاءَ الْفِتْنَةِ.(1) اما آنها که در دل هایشان انحراف است به دنبال متشابهاتند تا فتنه انگیزی کنند» و هم چنین توبه آیه 117 و صف آیه 5.

 2. رَین: «کلاَّ بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِهِمْ مَا کانُوا یکسِبُونَ؛(2)

 (منکران آیات خدا قرآن را افسانه پیشینیان می پندارند)؛ لکن چنین نیست (که آنها می پندارند) بلکه اعمال شان چون زنگاری بر دل هایشان نشسته است».

 3. رَیب: «إِنَّمَا یسْتَأْذِنُک الَّذِینَ لایوءْمِنُونَ بِاللهِ وَالْیوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلَوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیبِهِمْ یتَرَدَّدُونَ؛(3) تنها کسانی از تو اجازه ترک جهاد را می گیرند که به خدا و روز جزا ایمان ندارند، و دل هایشان با شک و تردید آمیخته است، آنها در تردید خود سرگردانند».

 

 

4. قاسیه: «فَوَیلٌ لِلْقَاسِیةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکرِاللهِ اوُلئِک فِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛(4) وای بر آنان که قلب هایی سخت در برابر ذکر خدا دارند، آنها در گمراهی آشکاری هستند». هم چنین آیه 13 مائده، و43 انعام و 16 حدید، نیز در همین مورد است.

 5. قفل: «اَفَلا یتَدَبَّرُونَ الْقُرآنَ اَمْ عَلَی قُلُوبٍ اَقْفَالُهَا؛(5) آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند یا بر دل هایشان قفل نهاده شده است».

 6. غُلف: «وَ قَالوُا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَّعَنَهُمْ اللهُ بِکفْرِهِمْ فَقَلِیلاً مَایوءْمِنُونَ؛(6) و آنها (از روی استهزاء) گفتند: دل های ما در غلاف است (و ما از گفته تو چیزی نمی فهمیم آری، همین طور است) خداوند آنها را به خاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته (به همین دلیل چیزی درک نمی کنند) و کمتر ایمان می آورند».

 7. أکنّه: «... إنَّا جَعَلْنَا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکنَّةً أَنْ یفْقَهُوهُ وَ فِی آذَانِهِمْ وَقْراً وَ إنْ تَدْعُهُمْ اِلی الْهُدی فَلَنْ یهْتَدُوا إِذاً اَبَداً؛(7) ما بر دل های اینها پرده هایی افکنده ایم تا نفهمند و در گوشهای شان سنگینی قرار دادیم (تاصدای حق را باگوش جان شان نشنوند) و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی شوند». آیه 46 سوره إسراء نیز در همین رابطه است.

 8. طبع: «کذَلِک یطْبَعُ اللهُ عَلی قُلوُبِ الَّذِینَ لایعْلَمُونَ؛(8) این گونه خداوند بر دل های آنان که آگاهی ندارند مهر می نهد».

 آیه 100 و 101 اعراف، و 87 و 93 توبه و 3 منافقون نیز در رابطه با طبع قلوب است.

 9. ختم: «خَتَمَ اللهُ علی قُلوُبِهِمْ وَعَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی اَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ؛(9) خداوند بر دل ها و گوش های آنان مهر نهاده و بر چشم های شان پرده افکنده شده و عذاب بزرگی در انتظار آنان است» جاثیه آیه 23 را نیز ملاحظه کنید.

 10. عُمْی: «اَفَلَمْ یسِیروُا فِی الاَرْضِ تَبْکوُنَ لَهُمْ قُلوُبٌ یعْقِلوُنَ بِهَا اَوْ آذَانٌ یسْمَعوُنَ بِهَا فَاِنَّهَا لاتَعْمَی الاَبْصَارَ وَ لَکنْ تَعْمَی الْقُلوُبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ؛(10) آیا آنان در زمین سیر نکردند تا دل هایی داشته باشند که حقیقت را درک کنند، یا گوش های شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟ چرا که چشم های ظاهر نابینا نمی شود؛ بلکه دل هایی که در سینه ها است کور می شود».

 11. مرض: «فَتَری َالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یسَارِعوُنَ فِیهِمْ یقُولُونَ نَخْشَی أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَی اللهُ أَنْ یأْتِی بِالْفَتْحِ اَوْ اَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیصْبِحوُا عَلی مَا اَسَرُّوْا فِی اَنْفُسِهُمْ نَادِمینَ؛(11) با یهود و نصاری دوستی نبندید و آنها را دوست خود نگیرید ولی) کسانی را که در دل هایشان بیماری است می بینی که در (دوستی با) آنان بر یکدیگر پیشی می گیرند، و می گویند: می ترسیم حادثه ای برای ما اتفاق افتد (و نیاز به کمک آنان داشته باشیم) شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد و این دسته از آنچه در دل پنهان داشتند پشیمان گردند».

 

ضمناً در آیه 10 سوره بقره و 125 سوره توبه و 50 سوره نور و 31 مدثر از مرض و بیماری روانی تعبیر به مرض قلبی شده است.

 

حال با دقت در آیات یازده گانه فوق (و ده ها آیه دیگر که به خاطر رعایت اختصار آورده نشد) می توان به انواع بیماری های روانی از دیدگاه قرآن پی برد؛ زیرا جز آیات دسته یازدهم که به صورت عام از همه بیماری های روانی تعبیر به لفظ «مرض» کرده در بقیه آیات، هر نامی ناظر به یک نوع از بیماری قلبی (روانی) است که در مجموع می توان آنها را در ذیل عناوین کلی تر و در تقسیم بندی های کمتر جمع کرد.

 1. نخست بیماری قلبی(روانی ) به صورت انحراف ظاهر می شود که از آن تعبیر به «زیغ» شده است.

 2. در مرحله بعدی در اثر بیماری انحراف از مسیر حق، قلب انسان تیره و زنگاری می شود که از آن در آیات دسته دوم به «رین» تعبیر شده است.

 3. انسان منحرف دارای روح زنگ گرفته در همه حقایق آسمانی و گفته های انبیاء وکتب آسمانی تردید می کند «فَهُمْ فِی رَیبِِهِمْ یتَرَدَّدُونَ». انسان شکاک نمی تواند به هیچ حقیقی پایبند باشد و لذا نمی تواند به هیچ صراطی مستقیم بماند.

 4. روان مترددِ زنگاری، قساوت می گیرد و در برابر حق به شدت سختی و صلابت نشان می دهد و ابداً انعطاف ندارد حتی گاهی از سنگ سخت تر می شود؛ زیرا سنگ احیاناً از خود انعطاف نشان می دهد و از شکاف دل سنگ چشمه زلال می جوشد؛ لکن برخی از قلب ها هیچ گاه انعطاف ندارند «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِک فَهِی کالْحِجَارَةِ اَوْ اَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یتَفَجَّرُ مِنْهُ الاَنْهَارُ وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا یشَّقَّقُ فَیخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا یهْبِطُ مِنْ خَشْیةِ اللهِ وَ مَاللهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلوُنَ؛(12)سپس دل های شما بعد از این واقعه (داستان گاو بنی اسراییل وزنده شدن مقتول) سخت شد، هم چون سنگ، یا سخت تر از آن؛ چرا که پاره ای از سنگ ها می شکافند و از آنها نهرها جاری می شود، و پاره ای از آنها شکاف برمی دارد و آب از آن تراوش می کند و پاره ای از خوف خدا (از فراز کوه) به زیر می افتد (دل های شما نه از خوف خدا می تپد ونه سرچشمه علم و عواطف انسانی است) و خداوند از اعمال شما غافل نیست».

 

انسان های دارای قلب قسی و سخت، در گمراهی به سر می برند و هیچ گاه به هدف نمی رسند.

 

5. تا اینجا مربوط به انسان و اراده و اختیار اوست، ولی در اثر انحراف عقیدتی و اعمال ناشایست، خداوند مجاری ادراک آنها را یکی پس از دیگری می بندد که آنان دیگر نه صدای حق را می شنوند و نه حق را می فهمند؛ لذا از این به بعد دیگر راه نجاتی برای آنها وجود ندارد،(13) زیرا بیماری های قلبی(روانی) تا زمانی که در مرحله زَیغ، رُین، و تردید است، قابل علاج است و انسان می تواند خود را از مهلکه نجات دهد. لکن وقتی به مرحله قفل، غُلف، اَکنّه و مخصوصاً به مرحله حادِ خَتْم و طَبع برسد دیگر راه نجات کاملاً بسته می شود و جز عذاب دردناک چیز دیگری در انتطار آنان نیست؛ چرا که پس از طبع و ختم نوبت به کوری مطلق می رسد که دیگر عصاکشی برای او وجود ندارد. برای آنکه خود با اختیار خود عصا را شکسته و راهنما و عصاکش را از خود طرد، دور و بیزار ساخته است. بنابراین بیماری های روانی همانند بیماری های جسمی به یک اعتبار به سه دسته قابل تقسیم است:

 1. قابل علاج؛ 2. صعب العلاج؛ 3. غیرقابل علاج. تا دسته سوم از آیات قابل علاج اند.

 از دسته چهارم تا هفتم صعب العلاجند. ولی از هفتم تا دهم غیرقابل علاج اند. تعبیر به مرض قلبی و روانی یک تعبیر عامی است که شامل تمامی مراتب ده گانه می شود. اهل تحقیق برای این که به ویژگی ها و نشانه ها و آثار هر یک از انواع یازده گانه کاملاً آشنا شوند به کتب تفاسیر و روایاتی که در تفسیر آیات فوق وارد شده است مراجعه نمایند.

 

 منابع:

(1) - مطففین، 14.

(2) - آل عمران، 7.

(3) - توبه، 45.

(4) - زمر، 22.

(5) - محمد، 24.

(6) - بقره، 88.

(7) - کهف، 57.

(8) - روم، 59.

(9) - بقره، 7.

(10) - حج، 46.

(11) - مائده، 52.

(12) - بقره، 74.

(13) - حسن زاده آملی، نصوص الحکم بر فصوص الحکم، ص 139، زمستان 65، نشر فرهنگی رجاء.

برگرفته از كتاب  :
نقش باورهای دینی در رفع نگرانی ها حبیب الله طاهری

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان