تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - ارباب بی نظیر حسین
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ارباب بی نظیر حسین

از فــــراسوی ازل تا ابد ای حلـــــــــق بریده

مـــــــــی رود دایــــره در دایره پژواک صدایت

 

ارباب بی نظیر حسین( سلام الله علیه)

 

یا ابن شبیب إن كنت باكیا فابك للحسین بن على بن أبی طالب علیهم السّلام فانّه ذبح كما یذبح الكبش و قتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلا ما لهم فی الارض مشبهون.

اى فرزند شبیب اگر خواستى بر كسى گریه كنى بر حسین بن على علیهما السلام گریه كن، كه او را مانند گوسفند سر بریدند، و هیجده نفر از اهل بیت او را كه در روى زمین مانند نداشتند0

 

 

ریان بن شبیب گوید: روز اول ماه محرم خدمت حضرت رضا (ع) علیه السلام رسیدم، فرمود: اى فرزند شبیب روزه هستى؟

عرض كردم روزه ندارم.

فرمود: امروز همان روزى است كه زكریا علیه السلام دعا كرد و گفت:

 «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعاءِ» خداوند متعال دعاى او رامستجاب كرد (1) و فرمان داد تا فرشتگان او را در حالى كه نماز میگذارد به ولادت یحیى علیه السلام مژده دهند.

هر كس این روز را روزه بگیرد و از خداوند چیزى بخواهد دعایش به اجابت میرسد همان گونه كه دعاى زكریا به اجابت رسید.

سپس فرمود: اى فرزند شبیب محرم همان ماهى است كه در دوره جاهلیت محترم بود، و مردم در آن ماه از جنگ و خونریزى و ظلم و ستم خوددارى میكردند، و لیكن امت اسلام حرمت آن را نگه نداشت و از پیغمبر خود هم احترام نكرد.

در این ماه خون فرزندان آن حضرت را ریختند و زنان آنها را اسیر كردند و بار و بنه آنان را غارت نمودند، خداوند متعال هرگز آنان را نخواهد آمرزید.

اى فرزند شبیب اگر خواستى بر كسى گریه كنى بر حسین بن على علیهما السلام گریه كن، كه او را مانند گوسفند سر بریدند، و هیجده نفر از اهل بیت او را كه در روى زمین مانند نداشتند كشتند، زمین و آسمان در شهادت او گریه كردند.

چهار هزار فرشته از آسمان براى نصرت او نازل شدند، ولى به آنها اذن جهاد داده نشد، این فرشتگان با حالت پریشان و اندوه در كنار قبر آن حضرت هستند، تا قائم ما قیام كند و در ركاب آن جناب از امام حسین خونخواهى كنند.

اى فرزند شبیب از پدرم شنیدم كه جدش فرمود: هنگام شهادت جدم امام حسین علیه السلام از آسمان خون باریدن گرفت و خاك سرخ از آسمان بزمین میریخت.

اى فرزند شبیب اگر بر حسین گریه كنى تا اشكهایت بر گونه‏هایت جارى گردد خداوند متعال گناهان بزرگ و كوچكت را خواهد بخشید.

اى فرزند شبیب، اگر میخواهى كه خداوند را بدون گناه ملاقات كنى از زیارت حسین بن على علیهما السلام غفلت نكن.

اى فرزند شبیب اگر دوست دارى در قصور بهشت جاى گیرى و با حضرت رسول صلى اللَّه علیه و آله هم‏نشین گردى بر قاتلان حسین لعنت و نفرین كن اى فرزند شبیب اگر میخواهى در ثواب مجاهدان كربلا شریك باشى بگو:

 «یا لیتنى كنت معكم فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً».

اى فرزند شبیب اگر دوست دارى در درجات بهشت با ما باشى، در حزن ما محزون و در خوشحالى ما خوشحال باش، و در ولایت ما ثابت باش، و بدان اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد خداوند او را با همان سنگ محشور میكند....

 

.

 

روایت‏كننده (حمید بن مسلم) مى‏گوید:

فو اللَّه لا انسى زینب بنت علىّ علیه السّلام تندب الحسین، و تنادى بصوت حزین و قلب كئیب، یا محمّداه! صلّى علیك ملائكة السّماء هذا حسین مرمّل بالدّماء، مقطّع الاعضاء، و بناتك سبایا، الى اللَّه المشتكى و الى محمّد المصطفى ...، سوگند به خدا زینب دختر على علیه السّلام را فراموش نمى‏كنم كه با آهى جانكاه براى حسین علیه السّلام مى‏گریست و با صداى اندوهبار، و قلبى پر درد صدا مى‏زد: فریاد اى محمّد! درود فرشتگان آسمان بر تو باد، این حسین تو است كه در خون غوطه‏ور است، اعضایش پاره پاره شده، و دخترانت به عنوان اسیر، حركت داده مى‏شوند، شكایتم را به سوى خدا و محمّد مصطفى صلى اللَّه علیه و آله و سلم و على مرتضى و فاطمه زهرا و حمزه سیّد شهیدا علیهما السلام مى‏برم، فریاد اى محمّد! این حسین است كه به روى خاك افتاده، و باد شمال خاك بیابان را بر بدنش مى‏پاشد، به دست ناپاك‏زادگان كشته شده است، آه! چه اندوه جانكاه، و چه مصیبت جانسوز، امروز مرگ جدّم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم را احساس مى‏كنم، اى یاران محمّد! اینها ذریّه و فرزندان پیامبر برگزیده خدا هستند، كه به اسارت برده مى‏شوند.

طبق روایت دیگر زینب علیها السلام فرمود:

(1) فریاد اى محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم! دخترانت را اسیر كرده‏اند، فرزندانت كشته شده‏اند و باد صبا بر بدنشان مى‏وزد، این حسین تو است كه سرش را از پشت گردنش جدا نموده‏اند، عمامه و لباسش را به یغما برده‏اند.

پدرم به فداى آن كسى كه روز دوشنبه خیمه‏هایش غارت شد، پدرم به فداى آن كسى كه طنابهاى خیمه‏اش بریده شد، پدرم به فداى كسى كه نه به سفرى رفت كه امید بازگشت در آن باشد و نه آن گونه مجروحى است كه درمان گردد، پدرم و جانم قربان او باد.

بابى المهموم حتّى قضى، بابى العطشان حتّى مضى، بابى من یقطر شیبته بالدّماء، بابى من جدّه رسول اللَّه اله السّماء بابى من هو سبط نبىّ الهدى، بابى محمّد المصطفى، بابى خدیجة الكبرى، بابى علىّ المرتضى، بابى فاطمة الزهراء سیّدة النّساء بابى من ردّت له الشّمس حتّى صلّى، پدر و مادرم به فداى آن شخصى كه با غمهاى بسیار جان سپرد، پدرم به فداى آن لب تشنه‏ات كه با لب عطشان به شهادت رسید، پدرم به فداى آن كسى كه قطرات خون از محاسن شریفش مى‏ریزد، پدرم به فداى آن كسى كه جدّش رسول خداى آسمان است، پدرم به فداى آن كسى كه نبیره پیامبر هدایت است، پدرم به فداى كسى كه ستوده برگزیده است، پدرم به فداى فرزند خدیجه كبرى علیها السلام و على مرتضى علیه السّلام و فاطمه زهرا علیها السلام، سرور زنان بهشت است، پدرم به فداى فرزند آن كسى كه خورشید براى او بازگشت تا نمازش را بخواند.

 «فابكت و اللَّه كلّ عدوّ و صدیق، سوگند به خدا همه حاضران از دشمن و دوست (با دیدن حال زینب علیها السلام) گریستند.»

 

سكینه علیها السّلام كنار بدن پدر

حضرت سكینه علیها السلام دختر امام حسین علیه السّلام پیكر امام حسین علیه السّلام را در آغوش كشید [ولى نگذاشتند كه سكینه در بالین پدر بماند، به دستور عمر سعد] «فاجتمعت عدّة من الاعراب حتّى جرّوها عنه، گروهى از اعراب اجتماع كردند و سكینه علیها السلام را از بالین پدر كشیده و جدا نمودند.»

 

بدن نازنین حسین علیه السّلام پایمال اسبها

عمر سعد در میان لشكرش اعلام كرد: «من ینتدب للحسین فیؤطّئ الخیل ظهره و صدره، كیست كه در باره حسین داوطلب شود و بر پیكرش بتازد و پشت و سینه‏اش را پایمال سم ستوران كند؟» ده نفر از دشمنان داوطلب براى این كار شدند، اینها عبارت بودند از: 1- اسحاق بن حوبه كه پیراهن حسین علیه السّلام را ربود 2- اخنس بن مرثد 3- حكیم بن طفیل سبیعى 4- عمر بن صبیح صیداوى 5- رجاء بن منقذ عبدى 6- سالم بن خیثمه جعفى 7- صالح بن وهب جعفى 8- واحظ بن غانم 9- هانى بن ثبیت حضرمى 10- اسید بن مالك (لعنهم اللَّه) اینها سوار بر اسب، با تاختن بر بدن حسین علیه السّلام، آن چنان كردند كه استخوانهاى پشت و سینه آن حضرت شكسته شد.

روایت‏كننده مى‏گوید: این ده نفر نزد ابن زیاد آمدند.

ابن زیاد گفت: شما كیستید؟

اسید بن مالك یكى از آنها گفت:

نحن رضضنا الصّدر بعد الظّهر

بكلّ یعبوب شدید الاسر

 «ما كسانى هستیم كه استخوانهاى سینه حسین را بعد از كوبیدن استخوانهاى پشتش، پایمال سم اسبهاى چالاك كردیم و كوبیدیم.»

«حتّى طحّنا حناجر صدره، (1) تا اینكه استخوانهاى سینه‏اش را همچون آسیا، نرم كردیم.» به دستور ابن زیاد جایزه اندكى به آنها دادند.

ابو عمرو زاهد مى‏گوید: «آن ده نفر را مورد توجّه و تحقیق قرار دادیم، دریافتیم كه همه آنها زنا زاده بودند.» مختار در عصر حكومت خود، آنها را دستگیر كرد، دستها و پاهایشان را در زمین به میخ‏ها بست، و مأمورانش سوار بر اسبها شده بر پشت آنها تاختند تا به هلاكت رسیدند

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان