تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - غدیر
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

غدیر

پرسش :

لطفاً بفرمایید هدف از جریان غدیر خم چه بوده، نصب حضرت على(علیه السلام) در این حادثه به امر چه كسى بوده و چرا مردم بعداً با آن مخالفت كردند؟

 

پاسخ :

 

سلامى به زیبایى آفتاب و دلنشینى نسیم سحر، به شما دوست عزیز سؤال كننده.

خرسندیم از این كه شما نسبت به مسایل دینى كنجكاوى مى كنید و ما را مورد اعتماد خویش دانسته و سؤالاتى را مطرح نموده اید، با امید به این كه بتوانیم با جواب هاى مختصر و كوتاه خود، پاسخگوى پرسش هاى شما باشیم.

نوشته بر در فردوس كاتبان قضا نبى رسول و ولیعهد حیدر كرار

ز نام اوست معلق سما و كرسى و عرش ز ذات اوست مطبق زمین بدین هنجار

على امام و على ایمن و على ایمان على امین و على سرور و على سردار

على ز بعد محمد ز هر كه هست به است اگر تو مؤمن پاكى بكن بر این اقرار

 

پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) در موارد متعدد، گاه به صورت كلى و گاه نیز به گونه اى مشخص، جانشین خود را به نحو روشنى معرفى كرده است. به گونه اى كه هر یك از آن ها حجت را بر افراد آگاه و حقیقت جو تمام مى كند. در عین حال، آن حضرت براى آن كه پیام خود را به گوش همه مسلمانان برساند و راه را بر هر گونه تردید و تشكیك ببندد، به هنگام مراجعت از حجة الوداع در سرزمینى به نام غدیر خم توقف نمود و به همراهان خود فرمود كه از جانب خداوند مأموریت دارد پیامى را به آنان برساند; پیامى الهى كه حاكى از انجام وظیفه اى بزرگ است و چنانچه انجام نگیرد، پیامبر رسالت خود را به انجام نرسانده است:

(یا اَیُّهَا الرَّسُول بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیكَ مِنْ رَبِّك وَ اِنْ لَم تَفْعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاس)اى رسول خدا، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ كن، و اگر این مأموریت را انجام ندهى، رسالت خود را انجام نداده اى و خداوند تو را از (شرّ) مردم حفظ مى كند.[1]

آن گاه منبرى براى پیامبر ترتیب دادند و او بر فراز آن قرار گرفت و به مردم گفت: در آینده نزدیك دعوت حق را لبیك خواهم گفت، شما درباره من چه مى گویید؟ در پاسخ گفتند: گواهى مى دهیم تو آیین خدا را به ما ابلاغ كردى و خیرخواهى نمودى و تلاش بسیار كردى، خدا به تو جزاى خیر دهد.

آن گاه فرمود: آیا بر وحدانیّت خدا، رسالت من، و واقعیت روز رستاخیز گواهى مى دهید؟ همگى پاسخ مثبت دادند. سپس فرمود: من قبل از شما بر حوض وارد مى شوم، بنگرید كه با دو جانشین گرانبهاى من چگونه رفتار مى كنید؟ شخصى پرسید: مقصود از دو جانشین گرانبها چیست؟

پیامبر پاسخ فرمود: یكى «كتاب خدا» و دیگرى «عترت» من. خداى لطیف و خبیر به من خبر داده است كه این دو از یكدیگر جدا نمى شوند تا آن كه در روز قیامت در كنار حوض به من برسند; بر آن دو پیشى نگیرید كه هلاك مى شوید، و از آنان فاصله نگیرید كه هلاك مى شوید. آن گاه دست على(علیه السلام) را گرفته و بالا برد تا آن جا كه همه حاضران آن دو را دیدند. سپس چنین فرمود: (اَیُّها الناسَ مَنْ اَولى الناسِ بِالمُؤمنینَ مِنْ اَنْفُسِهِم) چه كسى بر مؤمنان از خود آنان اولى (صاحب اختیارتر) است؟

در پاسخ گفتند: خدا و پیامبر او بهتر مى دانند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: (اِنَّ اللهَ مَولاىَ وَ اَنا مَولى المؤمنین وَ اَنا اَولى بِهِم مِن اَنفُسِهِم) خداوند مولاى من و من مولاى مؤمنان مى باشم، و من بر مؤمنان از خود آنان صاحب اختیارترم.

سپس سه بار فرمود: (فَمَن كُنْتُ مَولاه فَعَلىٌّ مَولاه) آن كس كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست.

آن گاه افزود: (اللهُم والِ مَن والاه و عادِ مَن عاداه وَ اَحِبّ مَن اَحَبُّه وَ ابغِض مَن اَبغَضَه وَ انصُر مَن نَصَرَه وَ اخذُل مَن خَذَله وَ ادِر الحَق مَعَه حَیث دار،اَلا فَلیبلِّغ الشّاهدُ الغائب) پروردگارا، دوست بدار آن كس كه على را دوست مى دارد و دشمن بدار آن كس را كه با على دشمن است و مهربان باش با هر كس كه نسبت به على مهربان است و خشم آور بر كسى كه بر على خشم آورد و یارى كن آن كس را كه على را یارى كند و خوار ساز آن كس را كه على را خوار سازد، و حق را با او قرار ده; حاضران این مطلب را به غایبان ابلاغ كنند.[2]

و اما این كه چرا مردم بعد از این حادثه عظیم، باز ولایت على(علیه السلام) را انكار كردند و با امامت ایشان مخالفت كردند، عوامل متعددى دارد.

1- مردم بسیارى از دستورات خداوند را نادیده گرفتند و به آن عمل نكردند و این هم یكى از اوامر پروردگار بود.

2- مردم هرگز تحمل عدالت و عدشالت خواهى على(علیه السلام) را نداشتند، چرا كه عده زیادى از آن ها رشدیافته جامعه تبعیضى بودند و مى دانستند با حاكمیت على(علیه السلام) راه منافع نامشروع آن ها بسته خواهد شد.

3- هواى نفس و حقد و كینه آن ها نسبت به على(علیه السلام) نیز در این باره بى تأثیر نبود.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . اصول عقاید، محسن قرائتى، بحث امامت، ص 333، اقتباس.

[2] . منشور عقاید امامیه، آیت الله جعفر سبحانى، 159، اقتباس

 

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان