تبلیغات
مباحث احكام و اعتقادات - آخرالزمان، عصر ظهور؛ علایم و نشانه‌ها
مباحث احكام و اعتقادات
خداوندا این مطالب اعتقادات من است پس، اى مهربانترین مهربانان من به تو سپردم یقین و اعتقاد خود و استقامت در دینم راو تو بهترین امانتدارانى كه به ما دستور امانت دارى داده اى پس آن امانت را هنگام مرگم به من بازگردان . .

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

پخش زنده از كربلا

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آخرالزمان، عصر ظهور؛ علایم و نشانه‌ها

 


آخرالزمان، عصر ظهور؛ علایم و نشانه‌ها

 

 آیا در علائم حتمی هم امكان بداء وجود دارد؟

از امام صادق(ع) مشابه این سؤال را پرسیدند، حضرت پاسخ دادند: «بلی». خداوند متعال برنامه‌ای را كه تنظیم می‌كند حق دارد آن را جلو یا عقب بیندازد و هر تصرفی كه صلاح دید در آن بنماید. خداوند متعال در قرآن كریم می‌فرماید: یهودیان گفتند: «دست خدا بسته است. [به آن‌ها] بگو دست خدا باز است و هر گونه بخواهد عمل می‌كند.1» بنابراین امكان بدا برای خداوند محفوظ است. اما در عین حال از حكمت او به دور است كه پیامبر رحمت(ص)‌ و ائمة هدی(ع) با قاطعیت تمام بفرمایند: «مهدی بدون سفیانی نخواهد بود» ولی ناگهان موعدش كه رسید خداوند روی ایشان را زمین بگذارد و غیر از آن عمل كند.2 البته آن‌قدر این احتمال بداء برای اصحاب ائمه(ع) به طور جدی بیان شده بود كه راوی از حضرت می‌پرسد می‌ترسم در اصل ظهور حضرت بداء رخ بدهد كه ایشان جواب می‌فرمایند:

نه،  ظهور وعدة الهی است و خداوند خلاف وعده‌اش عمل نمی‌كند.

 

 در برخی روایات آمده كه ایرانیان قبل از ظهور با غربیان در منطقة عراق وارد جنگ می‌شوند و در برخی روایات دیگر هم این واقعه پس از ظهور بیان شده، كدام یك صحیح است؟

 یمانی و سفیانی هر دو پیش از ظهور قیام می‌كنند و به كوفه وارد می‌شوند. حدود یك ماه پس از ظهور حضرت، سفیانی دستگیر می‌شود و در كنار دریاچه طبریه، به فرمان ایشان و به دست یمانی سرش بریده می‌شود. ایرانیان از همان ابتدا در كنار حضرت هستند. عبارت «یوطئون للمهدی سلطانه» (برای حكومت مهدی(ع) زمینه‌سازی می‌كنند) از طریق اهل سنت به ما رسیده ولی در روایات ما نقل نشده است. در عین حال خروج خراسانی یا حسنی از بلخ یا شهرهای دیگر افغانستان و عبورش از ایران در احادیث ما یافته می‌شود كه البته فقط سفیانی و یمانی در زمرة علایم حتمی هستند.

مرحوم آیت‌الله قزوینی در كتاب المهدی(ع) من المهد الی الظهور تصریح كرده‌اند كه خراسانی از علایم حتمی نیست ولی در عین حال روایتی هم نقل شده كه ورود خراسانی، سفیانی و یمانی به كوفه در یك ماه و یك روز و یك ساعت است.

 

 سفیانی كیست و آیا این كه می‌گویند الآن در ارتش سوریه خدمت می‌كند، راست است؟

 سفیانی شخصی است كه در وادی یابس و در نزدیكی دمشق متولد می‌شود. نام او عثمان و نام پدرش عنبسه است. آبله‌رو، چشم زاغ، مو بور و سرخ روی، چهارشانه و قدش كمی بلندتر از حد متوسط است كه در روایات بسیاری به آن تصریح شده است.

اما این كه آیا الآن در لشكر سوریه هست یا نه، سه مستند برای آن وجود دارد:

1. مرحوم بهلول كه خودم از ایشان پرسیدم و گفتند كه او را دیده‌اند؛

2. امام موسی صدر كه به امر آیت‌الله حكیم از حافظ اسد می‌پرسد كه آیا شخصی به نام عثمان بن عنبسه در سپاهیان شما وجود دارد؟ كه پس از جستجو مشخص می‌شود چنین شخصی با آن اوصاف وجود دارد و خودشان نقل می‌كردند كه او را دیده‌اند؛

3. حاج میرزا علی آقا مقدس نامی بود كه فرزندش شیخ حسن از شاگردان مرحوم آیت‌الله العظمی مامقانی است. وی به مكه رفته بود و در مسیر برگشت همراه با كاروان از فلسطین آمده بودند. شبی كه در آن جا استراحت كرده بودند، سر و صدای زیادی به گوششان رسیده بود. صبح كه از علت سر و صدا پرسیده بودند، اهالی آن جا گفته بودند كه عنبسه نامی صاحب فرزند شده كه نام فرزندش را عثمان نهاده است. او در حال وضو گرفتن بوده كه یكی از اهالی آن قبیله می‌پرسد آیا شما شیخ محمدحسن مامقانی را می‌شناسید؟ گفته بود: بله. آن شخص گفته بود: درگذشت. پرسیده بود:كی؟ گفته بود: همین الآن با توجه به این كه حدود 97 ـ 96 سال پیش آن هم در صحرا رادیو، تلویزیون و دیگر ابزارهای ارتباطی وجود نداشته این یك خبر غیبی به شمار می‌آید. كه بعد هم وقتی میرزا علی آقا به نجف برمی‌گردد می‌بیند صحبت او مطابق واقع بوده است. قرآن كریم تعبیری دارد كه می‌فرماید:

إنّ الشیاطین لیوحون الی اولیائهم.3

و در حقیقت شیطان‌ها به دوستان خود وحی می‌كنند.

این كه الآن رسم شده عده‌ای به صرف خبر دادن از امور غیبی‌ای كه مطابق واقع از آب درمی‌آید خود را از اولیای الهی جا می‌زنند از همین دست است و نباید فریب بخوریم. خلاصه این كه در آن جمع و قبیله و با آن توانایی چنین شخصی به دنیا آمده بود. اگر آن شخص الآن زنده باشد حدود 97 ـ 96 سال سن دارد و هرچند دورة ما دوره‌ای است كه مدیریت و رهبری جریان‌ها چندان به سن مربوط نیست و هر كس می‌تواند حتی با یك گوشه نشستن هم جریان‌ها را رهبری كند ولی باز با این حال هیچ كدام از این سه ماجرا نمی‌تواند دلیل وجود سفیانی وعده داده شده باشد؛ چرا كه گفته‌اند سفیانی نامش، عثمان بن عنبسه است نه این كه هر كس نامش عثمان بن عنبسه بود سفیانی است. [ان شاء الله بعد ازظهور حقیقت این امر برای ما مشخص خواهد شد و خواهیم دید آیا این شخص واقعاً سفیانی هست یا نه.]

 

چطور می‌توان روایاتی را كه می‌گویند امر ظهور ناگهانی فرامی‌رسد یا خداوند امر حضرت را یك شبه اصلاح می‌كند با روایات نشانه‌های ظهور جمع كرد؟

 آن كه فرموده‌اند «ظهور ناگهانی است» به معنای این نیست كه بدون علایم باشد؛ بلكه منظور این است كه كل حوادث كه از خروج سفیانی و یمانی آغاز می‌شود ناگهانی و غیرمترقبه است. علت ناگهانی بودن ظهور هم آن است كه مردم در آن زمان انتظار ظهور را نمی‌كشند و گمان می‌كنند كه صدها یا هزاران سال بعد ظهور اتفاق خواهد افتاد. و به همین جهت است كه واقعة ظهور را «بغتة» یا ناگهانی خوانده‌اند.

 

وضعیت ایران در آستانة ظهور چگونه است و ایرانیان چه نقشی در آن زمان و پس از ظهور خواهند داشت؟

 در زمان ائمه(ع) از ایرانیان با عنوان عجم‌ها یاد می‌شد كه در نقشه‌های قدیمی چاپ تركیه و دیگر كشورها ایران را با استناد به همین مطلب عجمستان می‌خواندند. عجم یعنی غیر عرب. ولی عموماً برای ایران از این واژه استفاده شده و برای دیگر اقوام كمتر این واژه را به كار برده‌اند.

روایتی را فقط از ابن عربی دیده‌ام كه گفته اصحاب حضرت فقط عجم‌ها هستند و حتی یك نفر عرب هم در میان آن‌ها یافته نمی‌شود. البته روایات و احادیث فراوانی داریم كه می‌گویند تعداد عرب‌ها در آن روز بسیار كم است ولی با آن تعبیر فقط همان یك روایت موجود است. با توجه به روایاتی كه تعداد زیادی از اصحاب پیامبر(ص) و حضرت علی و دیگر ائمه(ع)؛ نظیر سلمان، ابوذر، ابودجانه، عمار، مقداد و زراره را در زمرة اصحاب حضرت مهدی(ع) برشمرده‌اند، نمی‌توانیم به آن روایت خیلی اعتماد كنیم.

آنچه مسلم است این‌كه در میان یاران حضرت مهدی(ع) تعداد زیادی ایرانی وجود دارد. در حدیث آمده كه در كوفه چادرها را برپا می‌كنند و عجم‌ها قرآن را به مردم می‌آموزند.

ایرانیان پس از اسلام در ادبیات، حدیث و تاریخ اسلام نقش چشم‌گیری داشته‌اند. جالب است بدانید مؤلفان صحاح سته اكثراً ایرانی هستند. البته در میان اصحاب ائمه(ع) هم تعدادشان بسیار زیاد بوده است. ولی آنچه به نقش ایرانیان در آستانة ظهور مربوط می‌شود، مسئلة خراسانی، حسنی، مروزی و امثال آن‌هاست كه مثلاً حضرت گنج‌هایی در طالقان دارند كه این گنج از جنس طلا و نقره نیست بلكه كسانی هستند كه آن حضرت را به حق شناخته‌اند و جزو یاوران ایشان خواهند بود. خلاصه این كه ایرانیان در جریان ظهور نقش دارند ولی تعدادش به آن بستگی دارد كه چه قدرش را ما بپذیریم.

 

 گفته شده بعضی از شخصیت‌های بزرگ و خواص مثل آیت‌الله بهجت زمان ظهور را می‌دانند و تنها عوام مردم هستند كه نمی‌دانند ظهور چه زمانی اتفاق خواهد افتاد. آیا این مطلب صحت دارد؟

 مسلماً نه. در مورد آیت‌الله بهجت دروغ‌های بسیاری ساخته و نقل می‌كنند. مثلاً ایشان رسمشان بر این است كه وقتی اذان را گفتند چه وضو داشته باشند چه نه، مجدداً وضو می‌گیرند. به همین جهت حدود بیست دقیقه بعد از اذان به مسجد می‌آیند و نماز را اقامه می‌كنند حالا از این ماجرا آمده‌اند و این دروغ را ساخته‌اند كه آیت‌الله بهجت هر روز بعد از اذان نمازش را به حضرت بقیةالله(ع) اقتدا می‌كنند و بعد از آن به مسجد می‌آیند و دوباره نماز می‌خوانند.

مگر كسی كه نمازش را به حضرت اقتدا كرده می‌تواند دوباره همان نماز را اعاده كند. هر بار كه خدمت آقازادة ایشان، علی آقا، می‌رسیم این مطالب را تكذیب می‌كنند.

یكی دیگر از دروغ‌ها هم این است كه می‌گویند روزی ایشان در نماز افتادند و غش كردند. بعد از این كه روی ایشان آب ریختند و ایشان را به هوش آوردند، از علت بی‌هوشی پرسیدند. آیت‌الله بهجت فرمودند كه قاتل امام زمان(ع) به دنیا آمد. آخر آقا بقیةالله(ع) كه قاتل ندارند و ایشان به مرگ طبیعی از دنیا خواهند رفت. روایت «ما منّا الامسموم او مقتول: همة ما (ائمه) یا مسموم یا كشته می‌شویم» كه در عیون اخبار الرضا(ع) آمده، هم سند ندارد و هم شامل حضرت مهدی(ع) نمی‌شود. وقتی حضرت جهان را پر از عدل و داد می‌كند به طوری كه از همه جا بانگ توحید شنیده می‌شود، چطور ممكن است یك نفر فاسد پیدا شود آن هم تا جایی كه قاتل آن حضرت باشد؟

این حرف‌ها از كارخانه‌های دروغ‌سازی درآمده كه زنی به نام سعیده كه ریش دارد از پشت‌بام سنگ آسیابی را روی سر حضرت می‌اندازد و ایشان را شهید می‌كند. مگر الآن در خانة كسی سنگ آسیاب هست كه در دوران حضرت باشد. و مثلاً كسی در خانه‌اش از آن استفاده بكند و بخواهد با كوبیدن چنین سنگی به آن سنگینی بر سر حضرت ایشان را شهید كند. این دروغ را به آیت‌الله بهجت هم نسبت می‌دهند.

 

 لطفاً دربارة دجال و دابةالارض توضیح مختصری بفرمایید.

 مسئلة «دابةالارض» به علائم ظهور مربوط نمی‌شود و جزء «اشراط الساعة» و علائم قیامت است كه در عالم رجعت به وقوع می‌پیوندد.

اشراط الساعة یا علائم قیامت دو دسته‌اند: دسته‌ای پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) اتفاق می‌افتند و دسته‌ای پیش از وقوع قیامت. این تعبیر را بیشتر اهل سنت به كار می‌برند. منظور از دابة الارض حضرت علی(ع) است كه پیش از قیامت مجدداً به زمین باز می‌گردند.

دابة الارض، دخان، طلوع شمس از مغرب همگی جزء اشراط الساعة هستند.

دربارة دجال هم مسلم این است كه جزء علائم حتمی نیست و این كه در برخی كتاب‌ها آمده تمام روایات آن دروغ است واقعاً جسارت بزرگی بوده كه مؤلف نموده است. در چاپ جدید كتاب ارزشمند منتخب الاثر نوشتة آیت‌الله صافی گلپایگانی كه جامع‌ترین اثر دربارة آقا بقیةالله(ع) به شمار می‌آید احادیث دجال را به چند دستة ساختگی، مشكوك و صحیح دسته‌بندی كرده‌اند.

دجال یكی معتقدات مسلم اهل سنت است كه ما هم بدان اعتقاد داریم و می‌گوییم كه او خواهد آمد ولی نه به آن شدت. روایات فراوانی داریم كه می‌گویند دجال می‌آید و حضرت مهدی(ع) به حضرت مسیح(ع) دستور می‌دهند كه او را بكشد و در بعضی هم این تعبیر آمده كه آن حضرت خودشان او را در باب اللّد در فلسطین اشغالی می‌كشند.

 

 چطور می‌توان همة این احادیث را با مسائل روز تطبیق داد؟ جرا باید از چنین تعبیرات غیرقابل فهمی برای بیان مسائل استفاده شود كه مثلاً به موشك بگویند مارهای بالدار؟!

 شما نگاه كنید اگر ما به 12، 13 قرن قبل برگردیم و بخواهیم دربارة موشك صحبت كنیم چه تعبیری باید به كار ببریم؟ آیا بهتر از تعبیر مار بالدار وجود دارد به خصوص كه اصلاً این تشبیه با نوع شلیك موشك خوانایی و تطابق قابل توجهی دارد. یا تعبیر سوار شدن آهن روی آهن برای قطار و چیزهایی از این دست همه مناسب آن مقطع زمانی است به خصوص برای وقتی كه مخاطب هیچ تصوری از آنچه شما می‌خواهید بیان كنید نداشته باشد.

 

 شما فرمودید ظهور امام زمان(ع) قطعاً در بیست و سوم ماه رمضان اتفاق می‌افتد. آیا این سخن مصداق توقیت و تعیین وقت برای ظهور نیست؟

 خیر، چون اولاً سالی برای آن تعیین نشده و ثانیاً آن را معصوم(ع) فرموده‌اند. امام(ع) قسم می‌خوردند كه حكومت او حتی هشت ماه و یك روز طول نمی‌كشد. البته این را هم بگویم كه سفیانی بعد از پنج سال درگیری بر پنج منطقه و یا سه كشور سوریه، اردن و فلسطین مسلط می‌شود. بعد از این ماجراها در بیست و سوم ماه رمضان حضرت ظهور می‌كنند. این روایت را شیخ طوسی، شیخ مفید، شیخ طبرسی، مرحوم فضل بن شاذان نقل كرده‌اند و سند آن صحیح است.

 

 در روایات آمده كه مؤمنان در زمان ظهور عقل‌هایشان كامل می‌شود در حالی كه الآن مشتاقان ظهور و افرادی كه دوست دارند از منتظران و مؤمنان  باشند، دچار خطا و گناه ناشی از درك نكردن و نفهمیدن می‌شوند و در واقع همین گناهان آن‌ها را از ایمان دور می‌كند. در این باره چه باید كرد و علاوه بر آن چه كنیم كه با وجود این عدم ادراك‌ها دچار خطا نشویم؟

 در زمان ظهور عقل‌ها كمال فوق‌العاده‌ای پیدا می‌كند ولی الآن، مرتبه پایین‌تر آن را می‌توانیم مشاهده كنیم. بچه‌های الآن گاهی در حد افراد 30، 40 سالة حدود پنجاه سال پیش خیلی از مسائل را درك می‌كنند. اگر در قدیم ما فقط یك ابن سینا داشتیم الآن فراوانند بچه‌های پنج ساله‌ای كه حافظ كل قرآن هستند یا كودكان 5/3 ساله‌ای داریم كه عمده و یا كل قرآن را از بر دارند و كسی هم در دنیا منكر این مطلب نیست. این رشد عقلی را ما در شرایط كنونی می‌توانیم احساس كنیم ولی بعد از ظهور، رشد هر كس بیش از چهل برابر خواهد بود. تعبیر یك شبه از بنده بود والا در روایت آمده حضرت دست با‌بركت خود را بر سر شیعیان می‌كشند و به واسطة آن عقل‌های مردم كامل می‌شود.

نكتة دوم این كه ما الآن خیلی از نیك و بدها را می‌فهمیم و می‌دانیم كه خداوند از رگ گردن به ما نزدیك‌تر است ولی باز با این حال گناه می‌كنیم این امر ناشی از هوای نفس ماست و مسائل دیگری كه سوای تشخیص ندادن ما را به گناه سوق می‌دهند.

حضرت مشغول توصیف دورة پیش از امام زمان(ع) بودند كه صدها نفر مدعی امامت می‌شوند راوی شروع كرد به گریه كردن و به حضرت عرضه داشت كه برای مردم این دوره گریه می‌كنم. حضرت به روزنه‌ای اشاره كردند كه آفتاب از آن به درون می‌تابید و فرمودند: امر ما از این آفتاب روشن‌تر است.

یك نفر از آقا بقیةالله(ع) پرسید من چه كنم؟ حضرت فرمودند: كار امام زمان(ع) را بكن. یعنی شما هر كاری خواستید انجام دهید، ببینید اگر امام(ع) آن‌جا بود چه می‌كرد.

آیا ما شك داریم كه خیلی از كارها و گناهان ما را حضرت انجام نمی‌دهند؟ پس چرا باز هم ما آن‌ها را مرتكب می‌شویم؟

 

 شما فرمودید كه ظهور ناگهانی اتفاق می‌افتد و در شرایطی كه مردم فكر می‌كنند مثلاً قرار است صد یا هزار سال بعد اتفاق بیفتد. ما كه الآن با توجه و در نظر داشتن علایم و نشانه‌ها چشم انتظار ظهور هستیم آیا خلاف این رویه عمل می‌كنیم؟

 خیر، به هیچ وجه این طور نیست منظور از «بغتة» كه ما گفتیم، یك حادثة غیرمنتظره است. شما الآن اگر از مردم بپرسید امام زمان(ع) كی ظهور می‌كنند یك دستة معدودی ممكن است جواب بدهند هیچ وقت و اصلاً منكر آن بشوند و در مقابل دستة دیگری هم بگویند شاید فردا، شاید دو، سه روزبعد و تا این حد آماده ظهور باشند. به هر حال شیعه با امید زنده بوده است.

از آن جا كه ما با مطالبی سر و كار داریم كه جنبة اعتقادی دارند، مرتب آن‌ها را با مراجع هماهنگ می‌كنیم، یكی از مسائلی كه به برخی مراجع عرض كرده‌ام و پسندیده‌اند این است كه اگر امام زمان(ع) از زمان ظهورشان خبر داشتند و می‌دانستند كه قرار است بیش از هزار سال غیبتشان طول بكشد، حتی اگر دلشان از پولاد بود باز این دل آب می‌شد. به عبارت دیگر خود حضرت هم زمان ظهورشان را نمی‌دانند. ما چون امیدواریم كه همچنان زنده هستیم هزاران كار را شروع می‌كنیم. اگر دكترها به كسی بگویند كه تو سرطان داری و زنده نمی‌مانی آیا باز هم همین طور عمل خواهد كرد؟ ما با این امید زنده هستیم و از خدا بخواهیم كه این امید را به تحقق برساند ان‌شاءالله.

 

 می‌گویند به تأخیر افتادن ظهور به این علت است كه هنوز تعداد 313 یار مخلص آن حضرت كامل نشده است؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

 در برخی احادیث به این معنا اشاره شده مثلاً درماجرای جزیره خضرا، سید شمس‌الدین می‌گوید از این تعداد 300 نفر آماده‌اند و 13 تای دیگر هنوز زنده مانده‌اند و معنای این حدیث این نیست كه تا 313 یار حضرت كامل شد ایشان ظهور می‌كنند به علاوه كه ما در این گونه احادیث توقف كرده‌ایم كه آیا صحیح است یا خیر، چون خود ائمه(ع) به ما یاد داده‌اند و راهنمایی كرده‌اند كه اگر ما احساس اضطرار بكنیم و همه با هم متضرعانه دست به سوی خدا بلند كنیم و از او ظهور حضرت را طلب نماییم قطعاً این واقعه اتفاق می‌افتد. روایت شده كه بنی‌اسراییل با دعا و تضرع 170 سال عقابشان كم شد و شما هم با دعا و تضرع می‌توانید مدت غیبت امام زمان(ع) را كم كنید. اصلاً علت اساسی تأخیر در ظهور حضرت گناهان ماست و ما با تقوا و دعا می‌توانیم ظهور را جلو بیندازیم.

 

 در نشست قبلی حجت‌الاسلام كورانی فرمودند: منظور از بعضی از تعابیری كه در روایات آمده؛ نظیر سوار شدن بر ابرها و امثال آن تكنولوژی امروزی نیست و همگی جزء معجزات امام(ع) هستند. دربارة جنگ كردن با شمشیر و این موضوع نظر شما چیست؟

 آنچه دربارة عصر ظهور به مارسیده این است كه در آن دوران هیچ نابینایی روی زمین باقی نمی‌ماند. بعضی از یاران حضرت سوار ابرها می‌شوند و صحبت ایشان را همة دنیا می‌شنوند. قدر مسلم این روایات همان چیزی است كه بیان شده ولی این كه آیا علم بشری این قدر پیشرفت می‌كند و مثلاً یاران با بالگرد و هواپیما جابه‌جا می‌شوند و صحبت‌های حضرت به وسیلة ماهواره و وسایلی از این دست مخابره می‌شود و یا این كه معجزه ایشان است در روایات بیان نشده و ما نمی‌توانیم نظر قطعی بدهیم. البته بعضی جاها مسلماً معجزه و امری خارق‌العاده است؛ مثلاً دربارة بانگ آسمانی گفته شده كه همه آن را می‌شنوند، خوابیده بیدار می‌شود فرد نشسته می‌ایستد و... در صورتی كه اگر بنا باشد این مطلب با ماهواره مخابره شود لازم است من، بیدار و در مقابل دستگاه نشسته باشم و در غیر این صورت ممكن نیست مطلب را دریافت كنم.

دربارة شمشیر هم باید خدمتتان عرض كنم استفاده از وسایل كشتار جمعی با اصل هدایت مردم سازگار نیست و حضرت مسلماً از این وسایل استفاده نمی‌كنند. ولی این كه چطور این وسایل خنثی می‌شوند به هر حال الآن هر سلاحی كه ساخته می‌شود بلافاصله بعدش خنثی كنندة آن را هم می‌سازند طبیعتاً حضرت هم این دانش را دارند و هم دانش مافوق آن را و به همین جهت به راحتی می‌توانند همه این سلاح‌ها را خنثی كننند. در آیة «واعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة...؛ و هرچه در توان دارید، از نیرو و اسب‌های آماده بسیج كنید.»4 منظور هر نوع سلاحی است كه بتوان با آن در مقابل كفار و مشركان ایستاد ولی در مورد آقا بقیةالله(ع) این نیرو فقط شامل شمشیر می‌شود و هر كس بناست كشته شود با شمشیر می‌میرد. خیلی از بزرگان فرموده‌اند این شمشیر نمادین است و حضرت از آن استفاده نمی‌كند ما هم معتقدیم كه نمادین است ولی در عین حال از آن وسایل هم استفاده نمی‌كنند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. سورة مائده (5)، آیة 64.

2. به عبارت دیگر بهتر است بگوییم قطعیتی كه در روایات برای علائم حتمی بیان شده ناشی از علم معصومین(ع) به خواست و مشیت الهی است و یقین آن‌ها ناشی از علم به لوح محفوظ است و آنچه كه احتمال بداء در آن وجود دارد مواردی است كه در لوح محو و اثبات مندرج گشته‌اند.

3. سورة انعام (6)، آیة 121.

4. سورة انفال (8)، آیة 60: و هرچه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده بسیج كنید...

 

 

                                حجت الاسلام مهدی پور- ماهنامه موعود شماره 70

 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : ( نینوا )

حدیث روز

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان